خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : شهيدي )
مقدمة 30
نهج البلاغة ( فارسي )
تعليقات 1 - ترديد در اين كه اين نام را به سكون هاء ( نهج ) بايد خواند يا به فتح اول و دوم ، بيهوده است ، چرا كه جوهرى نويسد : نهج ، راه آشكار است ، منهج و منهاج نيز . و از يزيد بن خذاق عبدى آرد : و لقد أضاء لك الطَّريق و أنهجت سبل المسالك و الهدى تعدى و در لسان العرب آرد : طريق نهج بيّن واضح . پس نهج بمعنى راه گشاده است . اين واژه هم اكنون در مغرب عربى به معنى كوچه به كار مىرود . اما نهج پى در پى نفس زدن است . 2 - اصلع ، كسى است كه پيش سر او مو ندارد و مقصود ، امام امير المؤمنين على عليه السلام است . 3 - شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد . ج 1 ص 24 تصحيح محمد ابو الفضل ابراهيم . 4 - ارزش آدمى به چيزى است كه آن را خوش مىدارد . مشهور « ما يحسنه » است . 5 - سخن امام عليه السلام . 6 - البيان و التبيين ج 1 ص 83 تصحيح عبد السلام هارون . 7 - شرح نهج البلاغه ج 1 ص 24 . 8 - النثر الفنى ج 2 ص 296 و براى مقايسه فرمودهء مولى امير المؤمنين و نوشتهء صابى رجوع كنيد به مقالهء اين بنده در يادنامهء كنگره نهج البلاغه ص 203 به بعد سال 1360 . 9 - براى مزيد اطلاع رجوع كنيد به مقاله « نهج البلاغه و أثره على الأدب العربى ص 119 » محمد هادى امينى . از انتشارات بنياد نهج البلاغة . 10 - نگاه كنيد به ص 29 كتاب 11 - نگاه كنيد به ص 33 كتاب 12 - نگاه كنيد به ص 46 كتاب 13 - نگاه كنيد به ص 221 كتاب 14 - از مقدمه كتاب در حال چاپ . از ايشان سپاسگزارم كه بخشى از مقدمه را در اختيارم نهادند . 15 - لقد قتلت كهلى . و أبرت أهلى و اجتثثت أصلى . فأن يشفك هذا فقد اشتفيت . 1 - معنى لغوى مغرس كه به جاى آن « رستنگاه » نوشتهام ، محل كشت است و كشتگاه ، ليكن با اندكى دقت ترجيح « رستنگاه » معلوم خواهد شد كه شرف و بزرگوارى در آن خاندان مىرويد ، نه اين كه آن را در آن مىكارند . 2 - نام او ، همام بن غالب و شاعر مشهور عصر اسلامى است . متوفاى سال 110 هجرى قمرى مكنى به ابو فراس است . 3 - جرير بن عطيه ، شاعر مضرى است . بسال 110 ه . ق درگذشت . 4 - ترجمه لفظ به لفظ بيت : اينان پدران منند پس اى جرير ! روزى كه در انجمنها فراهم آييم ، پدرانى مانند آنان به من بنما !